|
هفته گذشته رييس خانه مطبوعات استان قزوين در گفتگويي با خبرگزاري ايرنا، عدم شركت در جشنواره مطبوعات استان را در قالب «برنامههاي جريان سبز» دانسته و با اين عنوان كه «پشت پرده شيطنتهاي مطبوعاتي را افشا ميكنيم» تلويحا خبرنگاران را تهديد به برخورد در صورت عدم شركت در جشنواره كرده است. جالبتر اينكه اين نماينده رسانههاي مجازي در خانه، وبلاگنويسان را عامل تزريق اين فضاي مسموم در چنين عرصهاي دانسته است اما با اين حال شايد عبارت «مدارا با شيطنتهاي مطبوعاتي» مرا بيشتر بر آن كرد تا به استقبال طرح افشاگريآقاي رييس بيايم و افشا كنم چرا فردي مثل من، در چهارمين جشنواره مطبوعات استان قزوين شركت نميكند، اتفاقي كه نه به تحريم ربط دارد و نه به جنبش سبز، بلكه براي من شخصا به اين دليل است كه روند برگزاري اين جشنواره را همانطور كه در نامهاي به مديركل ارشاد آن را واكاوي كردم قابل قبول نميدانم، جدا از اينكه به آن مشكوك هم هستم و خوشحالم كه وقتي اين سطور به نظر دوستان ميرسد تقريبا مهلت شركت در جشنواره به پايان رسيده و لذا راحتتر به افشاي برخي شيطنتهاي پشت پرده از چهارمين جشنواره مطبوعات ميپردازم. جناب آقاي رييس! چطور است شما براي مديرمسوول يك جريده استاني، درخواست لغو امتياز ميكنيد و بعد با همان شخص تصميم داريد صرفا دو نفره جشنواره مطبوعات برگزار كنيد؟! چطور است دوستي را براي امور اجرايي جشنواره انتخاب ميكنيد كه در جشنواره پيشين از مطرح شدن نامش برافروخته ميشديد؟! چطور است با دوستاني در انتخابات خانه مطبوعات، در برگزاري جشنواره مطبوعات پيشين، در انتخابات تعاوني مسكن خبرنگاران، آنقدر همدل و همصدا ميشويد اما امروز آنها را اپوزيسيون داخل نظام ميدانيد؟! آقاي رييس! اينجا خانه مطبوعات است و شما با قشر نكتهسنج جامعه طرفيد. چطور عملكرد خانه را طبق اساسنامه گزارش ميكنيد در حاليكه اساسنامه بالاترين ركن خانه را مجمع عمومي و زمان برگزاري آن را حداقل سالي يكبار ميداند اما شما نگران هستيد در خانه مطبوعات آينده چه كساني راي ميآورند. البته اين كه خانه سياسي نيست را از قضا با شما هم عقيدهام، براي ما در جلسات خانه محرز شده كه نظرات اعضا بر جناحهاي فكري آنان انطباقي ندارد اما در اين كه اسير سياستورزي شده است، نبايد شك كرد كه اتفاقا اقدام جنابعالي در ارتباط دادن نارضايتيها از عدم توانمندي شما با جنبش و اپوزيسيون، نمونه بارز اين اتفاق نه چندان جديد است. جناب آقاي رييس! جشن دهه فجر سال گذشته را كه بنده پيگير برگزاري آن بودم و با كارشكنيهاي شما آن را در ميانه راه به شما سپردم و شما همان نيمه ناتمام را هم تمام نكرديد، به كدام جنبش مربوط است؟! اينكه خبرنگاران را در تعطيلي نمايشگاه مطبوعات به تهران ببريد، در حاليكه همين برنامه را كه بنده به عنوان مسوول كميته رفاهي خانه روز پيش از آن تدارك ديده بودم لغو كرديد، به كدام جريان مربوط است؟! اينها به هيچ عاملي ارتباط ندارد غير از عدم توانايي شما و شما براي انداختن اين اتهام بر گردن ديگران، شگفتا كه از هيچ كوششي فروگذار نميكنيد و در حربه آخر با سياسي كردن موضوع به دنبال يارگيري از بيرون خانه مطبوعات رفته ايد. براي من و شما كه خاطره انتخابات تعاوني مسكن را هم در ذهن داريد، پرواضح است كه بدون راي سياسي احتمال حضور جنابعالي در خانه مطبوعات آتي چقدر كم است و چه پيش مقدمهاي بهتر از يك جنجال سياسي در جشنواره مطبوعات. اما بايد بدانيد كه خبرنگار، عليالخصوص همين جمعيت فعال در استان قزوين با توجه به مشكلات فراوان پيش روي خود، و تجربهاي كه در تشكيل اين خانه مطبوعات به دست آورده است، راي صنفي خود را به راي سياسي نميفروشد، چنانچه در همان انتخابات تعاوني مسكن ديديم كه همفكر جناحي شما، آقاي حسن رجبي سرپرست روزنامه كيهان، بيش از دو برابر حضرتعالي راي آورد. شاهد بر اين مدعا بسيار بيشتر از اين حرفهاست كه شما بارها و بارها، خانه مطبوعات را با شلاق اين سياستورزيها نواختهايد و چنان آن را به انحصار خويش درآوردهايد كه فضاي كار در خانه به تعطيلي كشيده شده است. شما كه توانايي برگزاري يك جشنواره حرفهاي را در زمان مناسب آن نداريد، چه اشكال داشت كه اين مهم را به خانه مطبوعات تازه نفس دوره بعد ميسپرديد؟ چرا اجازه نميدهيد كه با برگزاري مجمع عمومي، انتخاب اعضاي شوراي مركزي و بازرسين جديد، فعال شدن كميتههاي خانه و ... روح تازهاي در كالبد مطبوعات استان دميده شود؟ جناب آقاي رييس! پس اين ما هستيم كه با اين شيطنتهاي پشت پرده مدارا ميكنيم نه شما، اين ما هستيم كه به روي خود نميآوريم چرا خانه مطبوعات دير پا، كند پا هم شده است؟! بله، اين ما هستيم كه مدارا ميكنيم نه شما. + نوشته شده در شنبه بیست و سوم آبان 1388 12:57 توسط امیر یخچالیان |
بدون توضيح اضافي، متن زير، نامه من است به مديركل محترم فرهنگ و ارشاد اسلامي استان قزوين، در رابطه با جشنواره مطبوعاتي كه قرار است برگزار شود، اما...! جناب آقاي شفيعيها مديركل محترم فرهنگ و ارشاد اسلامي استان قزوين با سلام و احترام از آنجاييكه بر پايي جشنواره مطبوعات محلي به رسم هر سال و با رويكرد شناسايي نخبگان اهل قلم با هدف استفاده از انديشه و سياق نگارش آنها در راستاي معرفي قابليتها و پتانسيل هاي استان و نقاط ضعف و قوت عملكرد مديران به منظور تلاش در راستاي توسعه و آباداني استان قزوين و تجليل از مقام آنها از يك سو و تشويق ديگر اصحاب رسانه به منظور دستيابي به چنين جايگاهي كه خود از بسترهاي رشد و تعالي فردي و اجتماعي به شمار ميرود از سوي ديگر، علاوه بر اين كه حركتي حرفهاي به شمار ميرود با توجه به نقشي كه در گردهمايي اصحاب رسانه فارغ از ديدگاه و نگرش سليقهاي و سياسي در يك فضاي رقابتي سالم و به حتم صنفي ايفا مينمايد، اقدامي سازنده است كه تفاهم خانوادهي رسانهاي استان را براي احقاق حقوق صنفي آنها مينماياند. اما متاسفانه امسال در شرايطي اقدام به برگزاري چنين جشنوارهاي _ كه اگر برابر معيارها و ضوابط برگزار شود ميتواند سنگ محك محكمي براي ارزيابي نقش و جايگاه رسانه در استان باشد _ گرديد كه رويكرد برگزاري اين جشنواره با نفس اين مهم آشكارا مغايرت دارد... متن كامل نامه را در «ادامه مطلب» بخوانيد... ادامه مطلب + نوشته شده در سه شنبه دوازدهم آبان 1388 11:48 توسط امیر یخچالیان |
الويت خانه بايد برگزاري مجمع عمومي و انتخاب اعضاي شوراي مركزي و بازرسين جديد باشد + نوشته شده در پنجشنبه پنجم شهریور 1388 22:57 توسط امیر یخچالیان |
پس از پايان مصاحبه مطبوعاتي رييس جمهور در جريان دومين سفرش به استان قزوين، نامه درخواست مساعدت تعاوني مسكن خبرنگاران استان (خانه مطبوعات) را -با يك نوضيح كوتاه- به دست شخص ايشان دادم. نامه را آقاي آريانپور مديرعامل خانه تنظيم كرده بود كه پنجشنبه شب گذشته تحويل رييس جمهور شد. عكس: حميده شفيعيها + نوشته شده در جمعه هجدهم اردیبهشت 1388 14:10 توسط امیر یخچالیان |
در حدود پانزده روز پيش مصمم شدم به عنوان مسوول كميته رفاهي و پشتيباني خانه مطبوعات جشني را به مناسبت سيامين سالگرد انقلاب اسلامي ايران براي اعضاي خانه مطبوعات برگزار كنم. براي اين منظور ابتدا با شفيعيها، مدير كل ارشاد تماس گرفتم و مساله را مطرح كردم كه اتفاقاً مورد استقبال ايشان نيز قرار گرفت و حتي قول گرفتم تا حد كم و معقولي ارشاد بودجه به اين بحث اختصاص دهد. با كاظمپور، رييس خانه مطبوعات نيز صحبت كردم و درخواست برگزاري جلسهاي را براي بررسي اين موضوع ارايه دادم كه ايشان گفت جلسه لازم نيست. البته ايشان چندين بار هم تاكيد نمود كه بودجهاي نيز در خانه موجود نيست و حتي وقتي من نقل قول مدير كل ارشاد را مطرح نمودم، ايشان فرمودند: وصول نميشود. با اين تفاسير به اميد جذب چند اسپانسر و قولي كه خودم از شفيعيها گرفته بودم، پيگيريها را ادامه دادم. روز بعد نامهاي از آقاي كاظمپور براي درخواست سالن برگزاري جشن كه البته مذاكره قبلي يكي از خبرنگاران استان هم همراه آن بود، گرفتم و تا اينجا سالن سازمان تبليغات اسلامي به طور رايگان در اختيار خانه قرار گرفت. پيگيريهاي ديگري نيز در اين خصوص انجام دادم مانند پيگيري براي صدور سفر كارت توسط سازمان ميراث فرهنگي براي تمامي اعضاي خانه مطبوعات، اتوبوس رايگان براي كوهپيمايي خبرنگاران در جمعه 18 بهمن ماه، درخواست اختصاص يك سالن سينما براي اعضاي خانه و غيره و غيره كه البته مرحله به مرحلهاش را هم به كاظمپور رييس خانه، موسوي نايب رييس خانه، درافشاني مسوول اداري مالي، رضايي مسوول روابط عمومي و حسن رجبي عضو خانه گزارش دادم و در اين ميان نه تنها كسي مخالفتي نكرد، بلكه هم از بنده تشكر هم ميكردند. يك هفته گذشت و در تاريخ هشتم بهمن ماه كه قرار بود جلسه خانه تشكيل شود، تشكيل نشد. من به اين خاطر كه اعضاي خانه بتوانند با برنامهريزي در برنامههاي دهه فجر خانه شركت كنند، از مسوول اپراتور خانه خواستم SMS اي را با عنوان برنامههاي كميته رفاهي ويژه دهه فجر براي اعضا ارسال نمايد. چند روز بعد كاظم پور از من گله كرد كه چرا برگزاري جشن انقلاب را به عنوان برنامههاي كميته رفاهي اعلام نمودي، در حالي كه تو فقط يك سالن گرفتهاي و ما تصميم داريم يك همايش سنگين با حضور سخنرانان كشوري برگزار نماييم! جالب اينكه كاظمپور به من گفت بودجه اين همايش را من بايد جور كنم كه جور هم ميكنم! براي من جاي تعجب بود جشني كه نميشد و پولش هم نبود، قرار بود تبديل به يك همايش سنگين شود، اما اين همه چرخش دليلش چه بود نميدانم. كار به اينجا ختم نميشود البته؛ ظاهراً تفكري در خانه مطبوعات وجود دارد كه كميته رفاهي و پشتيباني خانه را رقيب خانه مطبوعات ميداند، در حالي كه اين كميته خود يكي از بازوهاي همين خانه است. پس از ارسال SMS فراخوان شركت در كوهپيمايي روز جمعه، رييس خانه مطبوعات با اپراتور تماس گرفته و به ايشان گفته است از اين به بعد بدون مجوز كتبي وي حق ارسال SMS براي اعضاي خانه وجود ندارد، اتفاقي كه من استناد قانوني آن را براساس اساسنامه يا آييننامه در جلسه خانه پرسيدم و كسي هم نبود كه جواب دهد. به هر حال اميدوارم كه "همايش سنگين سي سالگي انقلاب با حضور سخنرانان كشوري" هر چه باشكوهتر برگزار شود، ما كه فقط توفيق گرفتن سالن آن را داشتيم، البته آن هم به لطف پيگيري يكي از خبرنگاران، اما چنانچه اين جشن برگزار نگردد، بايد دليل آن را در ديدگاه بعضيها جستجو كرد كه ظاهراً معتقدند: «1- كاري كه ما توانايي انجام آن را نداريم ديگران هم نبايد بتوانند انجام دهند. 2- بعضيها نبايد كار انجام دهند حتي اگر آن كار براي نظام و انقلاب و داراي منافع جمعي باشد.»
گزارش بيست و هشتمين نشست شوراي مركزي را در ادامه مطلب بخوانيد + نوشته شده در جمعه هجدهم بهمن 1387 4:45 توسط امیر یخچالیان |
*پرونده جشنواره مطبوعات استان با حدود ۱۴ میلیون تومان هزینه هنوز بسته نشده است *آرزوی دیدار اعضای خانه مطبوعات با استاندار *گلایه مسوول روابط عمومی خانه از عدم همکاری برخی مطبوعات *تذکر در خصوص تاخیر در برگزاری مجمع عمومی سالیانه به حساب دفتر صورت جلسات خانه مطبوعات، بيست و چهارم دي ماه سال جاري، سي و نهمين نشست شوراي مركزي خانه مطبوعات برگزار شد. اين كه گفتم به اين خاطر است كه به حساب «ساز مست» در تاريخ مذكور بيست و هفتمين نشست شوراي مركزي در سال جاري و چهل و يكمين نشست پيوسته اين شورا برگزار شد كه اين اتفاقاً در نوع خود نكته بسيار جالبي است! به هر حال اعتراف ميكنم كه هر بار سعي ميكنم ماحصل اين جلسات را به روز و يا حداقل به هفته براي روزنامهنگاران استان منعكس كنم، ولي در واقع اين بار بخشي از آن تعمدي شد و بخشي هم البته به خاطر کمی تنبلي! بخش تعمدي به اين خاطر بود كه پس از برگزاري جشنواره، اكثريت جلسات خانه به جمع و جور كردن حاشيهها، طلبكاران و بدهكاران جشنواره مربوط بود كه معمولاً هم بدون حضور دبير جشنواره برگزار شد و عملاً نكته قابل عرضي وجود نداشت. از سوي ديگر چون حقير جزو منتقدين قبل و بعد از جشنواره دبير محترم آن بودم، بيان نابسامانيها از اين كانال ممكن بود حاشيهها را بيشتر، اعضاي شوراي مركزي –كه به صورت جمعي در حال حل اين نابسامانيها بودند- را درگيرتر و روند كار را سختتر كند؛ چرا كه هنوز هم پرونده جشنواره اخير كاملاً بسته نشده و گزارشات مالي آن به سمع و نظر اعضاي شوراي مركزي نرسيده است. جشنواره ای که قریب 14 میلیون تومان هزینه در بر داشت. نکته دیگری که لازم به ذکر می دانم تلاش های کاظم پور، درافشانی و حسن رجبی برای حل مشکلات جشنواره پس از برپایی آن است....... + نوشته شده در دوشنبه سی ام دی 1387 16:13 توسط امیر یخچالیان |
برای بعضی دوستان سوال پیش آمده بود که فطریه کسانی که در اردوی یک روزه جمکران، در آخرین سه شنبه ماه مبارک رمضان حضور پیدا خواهند کرد بر عهده چه کسی است. از دفتر آیت آله باریک بین سوال کردیم، ایشان فرمودند به فتوای مرجع تقلید مجری برمی گردد لذا از دفتر آیت اله صانعی سوال کردم ایشان فرمودند چون صدق عیلوله نمی کند یعنی شرکت کنندگان در اردو جزو عائله بنده محسوب نمی شوند فطریه بر گردن خودشان است. بنابراین دوستانی که تشریف می آورند زحمت بکشند فطریه خود را پرداخت نمایند.
عزیزانی هم که قصد حضور دارند با توجه به اینکه ظرفیت محدود است زودتر نسبت به ثبت نام خود اقدام نمایند چراکه الویت با کسانی است که زودتر ثبت نام نمایند.
+ نوشته شده در یکشنبه هفتم مهر 1387 16:8 توسط امیر یخچالیان |
شرم زمان هجوم ثانیه ها بود که تمام شب تاخته بودند بغض زمین عمق اندوه خورشیدی که تاب سوزهایش را نداشت پرنده ها دست به دامن شدند تنها انسان در تجاهل محض به قتل آفتاب اقامه می بست شاعر:حمیدرضا اقبال دوست + نوشته شده در یکشنبه سی و یکم شهریور 1387 1:53 توسط امیر یخچالیان |
هفدهمین نشست شورای مرکزی خانه مطبوعات، با رای دوستان به صورتی غیرمتعارف غیر علنی شد!!!
+ نوشته شده در سه شنبه دوازدهم شهریور 1387 1:36 توسط امیر یخچالیان |
سومین جشنواره مطبوعات استان قزوین 1 سومین جشنواره مطبوعات استان قزوین 2 سومین جشنواره مطبوعات استان قزوین 3 سومین جشنواره مطبوعات استان قزوین 4 سومین جشنواره مطبوعات استان قزوین 5 سومین جشنواره مطبوعات استان قزوین 6 سومین جشنواره مطبوعات استان قزوین 7 سومین جشنواره مطبوعات استان قزوین 8 + نوشته شده در یکشنبه سوم شهریور 1387 23:43 توسط امیر یخچالیان |
|
| ||||||